مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

907

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

گماشت و به او گفت : « اى جل خر ! اگر امير المؤمنين مرا فرمان نداده بود كه تو را جانشين خويش كنم ، چنين نمىكردم . حال چون من درگذرم لشكر را ببر و از آن ملحد پرهيز كن و هرگز گوش به سخنان قريش مده كه ايشان در سخن سحرآفرين‌اند و بر تو باد كه چون رسيدى نخست دست از جنگ بازدارى و سپس حمله كنى و بعد روانه شوى . » و مسرف مرد و حصين روانه شد تا به مكه رسيد و ابن زبير را چند روز شهربندان كرد و « ركن » را به منجنيق و نفّاطه‌ها بست و پرده‌هاى كعبه را آتش زد . خداوند بر منجنيق داران او صاعقه نازل كرد و بيش از ده تن از مردان را كشت . مختار بن ابى عبيد ثقفى با ابن زبير بيعت كرده بود كه براى خويش به تنهايى عمل نكند و هيچ كارى را بى او برگزار نكند . ابن زبير مختار را به سوى حصين فرستاد و با او پيكار كرد و ايشان را از مكه بازگرداند . ايشان در اين گير و دار بودند كه خبر مرگ يزيد را شنيدند و روانهء شام شدند . يزيد ، سلم بن زياد بن ابيه را بر خراسان و سيستان والى كرده بود و او به جنگ ما وراء النهر و به جنگ زنى ، كه پادشاه آنجا بود و خاتون نام داشت ، رفت . آن زن به طرخان پادشاه ترك نامه نوشت و از او يارى خواست و كمك طلبيد و در برابر آن حاضر به ازدواج با او شد . طرخان با لشكرى انبوه از ترك و سغد آمد و سلم با ايشان به پيكار ايستاد و ايشان را شكست داد و اموال و اولادشان را به غنيمت برد ، چندان كه از شماره بيرون بود و يزيد بن معاويه دربارهء سلم گفته است : من سلم را مورد عتاب قرار دادم / و آنگاه كه دسته‌هاى بسيارى را آزمودم ، بر سلم گريستم . مرگ يزيد بن معاويه چون يزيد بن معاويه در بستر مرگ افتاد ، فرزندش معاوية بن يزيد را ولايت بخشيد و كارها را به دو سپرد . يزيد در ماطرون زاده شد و در حوران [ 1 ] مرد و سى و هشت ساله بود و دوران پادشاهى او سه سال و هشت ماه بود . گويند وى به هنگام مرگ خويش بدين ابيات تمثل

--> [ 1 ] در نسخهء عكسى حوران است و هوار ، حوارين ضبط كرده ، در صورتى كه در بعضى كتابهاى ديگر هم حوران نوشته‌اند ، از جمله تاريخ الخلفا ، چاپ مسكو ، ورق a 91 . البته ياقوت در ذيل حوارين گويد يزيد در آنجا مرد . رك : معجم البلدان . و مسعودى نيز در التنبيه و الاشراف ، ص 264 حوارين ضبط كرده است .